سه شعر از فیلیپ سوپو

ترجمه ی فرزانه شهفر
ماتم زده
كت وشلواري مان آقاي ميروآر*
ديشب مُرد در پاريس
شب است
تاريك است
شب تاريكي است در پاريس .
+ + +
* - در زبان فرانسه به معني آيينه است. م.
افسردگي
افسردگي ، افسردگي
چه نام قشنگي براي دختري جوان
دل مردگي ، دل مردگي
چه نام مزخرفي براي يك پيردختر
براي پسري جوان دنبالِ نامم
نامي عاريه اي ،نامي جنگي
براي جنگِ نزديك وآخرين جنگ
براي آخرينِ آخرين ها
اميد يا شايد آژِنيور
استثنايي يا دومينيك
نامي براي بيرون خفتن
در زمان بمب هاي اتمي
+ + +
گـرامـر
شايد وهميشه شايد
اي قيدها حوصله ام را سر مي بريد
باتقريبا"ها ونه تقريبا"هايتان
وقتي كه آپستروف ها مي شكفند
و نقطه ها و ويرگول ها
كه در استخر پرورش ماهي وول مي زنيد
زماني كه وجوه التزامي شنا مي كنند
بسته بندي و طناب پيچ تان مي كنم
پاراگراف ها لعنت برشما
تا پيامبري ها انجام شود
حرامزاده هاي ننگين نحوي ها
روزهاي تلخِ نحو كلام
وجوه امري تان را بمكيد
بگذاريد بخوابيم
يك بار براي هميشه
شب است
وچله ي تابستان
+ + +

