ملینا نظریان
***
من رودم
می خروشم، می جوشم
تن به هر کرانه می کوبم.
فریادم: تخم صدا به هر سو می پاشم.
من شمعم: می سوزم، خموشم.
آسمان ابری را مانم: می بارم.
پرشورم: بشنو آواز تمنایم.
پر سوزم: آب نوازش بیفشان بر سوزم.
در آسمان نگاهت بنشانم
تا زباغ ستاره گل چینم.
می جویم: پر ز رویایم.
مشکن بال رویایم!
من خاکم: برگیرم، بر آتش دشمنی ها می پاشم.
غبارم: می روبم، بر زنگ کینه ها بنشانم.
فریادم: خموشم.
پر ز آوازم: تو بشنو تمنایم.
من زلفم: در طوفان نگاهت پریشانم.
در بندم.
من نارم: با سوز عشق می سوزم.
می سوزم: خموشم...
***
رونق بازار رفتن ها
طلسم اطلسی ها را شکسته.
کوچه سار تنهایی
آغوش گشوده،
و چه آلوده است زمان
به رفتن ها ...
و چه افسرده آواز چکاوک ...
فضا لبریز از داد دل های تنگ.
آسمان ابری،
بی مهر و روشنایی...
و چه تاریک است زمان
و چه دلتنگ اطلسی های رنگ باخته...