پل ادبی

www.lit-bridge.com
نسخه مخصوص چاپ

پنج شعر از یاسین نمک چیان

شعری برای شکل زیبای زند گی

پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد
چشم هايت را ببند و
هوا را در آغوش بگير
اندوه اين سال ها را به خاطر بسپار و
غروبي كه بر ويرانه هاي زمين رژه مي رود
پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد
ما دنيا را
افتادن هميشگي برگ ها ديده ايم و
چر خيدن بيهوده مدارهايي بربالاي سر
ما دنيا را
سوتي هاي سيامك خنديديم و
دلتنگي را
زير باراني مسخره به گريه درآمديم
ما دنیا را
چیزی جز سطرهایی دری وری نفهمیدیم
پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد


مرگ شكل زيباي زندگي است.



*-*-*-*-*


هراسان
در ایستگاه به انتظار ایستاده ام

می ترسم
بعد از این همه سال
چگونه با تو روبرو شوم
اما
قطاری که از دور می آید
بدون هیچ توقفی
به راه خود
ادامه می دهد



*-*-*-*-*


از هر طرف که سر بجنبانی
آوازهای نیمه تمام کسی است
که دنیا را
بیراهه آمده است
تنها
قرچ قروچ صدای درد می آید
از شکسته شکسته ی این دل
جهان
افتادن از خواب هایی هول آور است
و زندگی
زلزله ای که گاه گاهی می آید
>اما نمی رود .



*-*-*-*-*

به شانه هایت اعتمادی نبود
که این گونه
نقش بر زمینم کردی
تو
آواز پرندگانم بودی
روًیای خاطره های دوردست
که زیبایی ات
مثل نسیم
از لابه لای درخت ها گذشت



*-*-*-*-*

وقتی انگشتانت را معلق در هوا می گیری
فکر می کنم پرنده افتادنی است
فکر می کنم جهان
ادامه ی همه ی حرف هایی است
که لابه لای صدا و مشتی بال و پر ریخته روی زمین
قورت داده ایم
وقتی انگشتانت را
معلق در هوا می گیری
بادبان ها برافراشته می شود
درخت ها به رقص می آیند
و سایه
از این سوی کوچه
به آن سو پرت می شود
وقتی
انگشتانت را
معلق در هوا می گیری
دنیا
آواری می شود روی سرم
و من می دانم
روشنایی هیچ صبحی را
دوباره نخواهم دید

*-*-*-*-*