پل ادبی

www.lit-bridge.com
نسخه مخصوص چاپ

شش شعر از رسول علی پور

دست هایم
به موهای تو چسبیده اند
یا موهایت را به من ببخش
یا دست ها را از من بگیر
یا عاشق شو

*-*-*-*-*


جادو گران
در گوی های شیشه ای
شکارچیان
در جنگل ها
قمار بازان
در تاس ها
بیهوده دنبال تو می گردند
تو در قلب منی
تو در قلب منی
تو در قلب منی

*-*-*-*-*


فانوس به راهم گرفت
من چشمی برای دیدن نداشتم
می خواست دستم را بگیرد
و با یک بوسه
به من نزدیک شود

*-*-*-*-*


اگر لاک پشت بودم
چه قدر خوش بخت می شدم
می توانستم
به آرامی از تو دور شوم
به آرامی


*-*-*-*-*


تمام چترها باز شده اند
اما تو نیامده ای
گفته بودی
"وقتی باران تمام شد می آیم"
باران شدم تمام شدم
باز نیامدی
تو فقط چتر تازه یی خریده ای

*-*-*-*-*


همه ی عمرم را جمع می کنم
و برای دیدن تو
آماده می شوم
عجله کن
فرصت فکر کردن نیست
با همین یک نگاه
باید عاشق شویم