Հայերեն

نامه ای میان سیم ها و رنگ ها

  |  


سهراب رحیمی

خوانندگان عزیز!
کتاب در دست انتشار
چهره ای جادویی ست
از زمانی مرموز
که به شیوه ی امپرسیونیست ها
به شکلی انتزاعی
دچار دایره هاست
تماشاگر چیره دست
راوی زاویه های معلق
انتظارهای بی فرجام
شکلی از اصطکاک های مدام
شناور بر قواعد دستوری
نه مقبول آلترناتیوهای معاصر است
نه بر باور دستگاههای فلسفی می چرخد
تنها پیشنهادی اختصاری ست
اعلان لغزشی لایه بر لایه
بر سطح ستاره ای
میان خورشید و اساطیر
رویایی به شکل پل
نامه ای میان سیم ها و رنگ ها
دود می شود.

***

سینه ها در یادهای روشن

سینه ها در یادهای روشن
گلی نقره در چشم بهار

پرنده ای شانه هایش را می شکافد
چون قلبی که دیوانه وار

پوسته های حشرات
مانده در انتظار تا تمام

آب در بالهای سرد و
سایه های عشق
به خواب گیاهان ناگهان

خانه ای سپید و
همیشه سربی
تا از گفتگوها بدرخشی و
از چشمه به دریا برسی
حسرت هول آوری ست راه

خنده
پیوندی ست به جادو
تمام سیاهی
در افسون شبی
تا درازنای سحر
خیس می شود
و دریا
در نور خفته است.


نظر شما پس از تایید تحریریه دیده خواهد شد. متشکریم.

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)