مجموعه اشعار
ملینا نظریان
دیرگاه است
و من در کوچه سار بی خوابی
نشانی از یادهای رفته می جویم،
دیده ی خسته ی خویش
به هر کوی و برزن
بی قرارانه می دوزم...
دیرگاه است و تاریکی حق،
خستگی را گاه آسودن،
دیده را وقت آرمیدن،
هیاهو را وقفه ای در کار،
سکوت را گاه تازیدن...
دیرگاه است؛
تاریکی آذین کوی و برزن.
فریادها خموش،
دیده ها برهم،
روشنایی را گاه رخت بستن.
دیرگاه است
و مجنونی بر شط یادها روان...
***
صبا را سخن هاست
در این خلوت طلوع پر راز ...
صبا را یادهاست
ازآن ستارگان پرناز.
در هیاهوی گام های سحر،
از غربت سکوت شب
صبا را یادهاست، فریادهاست....
صبا را الفتی است
با شبنم گلبرگ های دلخسته،
با امواج برآشفته،
با بی قراری مرغان منتظر.
صبا را دیده هاست به انتظار...


نظرات شما
ملينا جان اشعار زيباتون نشاندهنده احساساست زيباي شماست . درود به شما و بهترين آرزوهام تقديمتون .
نوشته: Anonymous | May 30, 2009 10:29 PM
ممنون از لطفتون و سخنان زیبایی که باعث دلگرمی هستند.
نوشته: ملینا | May 31, 2009 8:57 PM
I'm very glad to have such a friend like you.
نوشته: silva | June 2, 2009 7:01 PM
melina jan neghahe beghararat daren shabhaye khamush sutudanist.
نوشته: sahar | August 19, 2009 2:27 PM
درود . کلام شماساده و صمیمی است در عین حال می تواند تأثیر گذار تر هم باشد .
خوشحال می شوم به من سر بزنید . باسپاس
نوشته: عفت وکیلی | October 15, 2009 2:39 PM
سلام
شعر زيبايي را خواندم ..ساده & صميمي & زلال..و دوست داشتني
ضمنا خوشحالم كه هنوز پل ادبي را استوار و پربار مي بينم.
سرافراز باشيد
نوشته: رضوان ابوترابي | June 7, 2010 11:13 PM
سلام آقای ابوترابی
مایه ی افتخار است که دوستان قدیمی پل ادبی لطف خود را از ما دریغ نمی کنند.
نوشته: Anonymous | June 10, 2010 1:09 AM