Հայերեն

مجموعه اشعار

  |  


ملینا نظریان


دیرگاه است
و من در کوچه سار بی خوابی
نشانی از یادهای رفته می جویم،
دیده ی خسته ی خویش
به هر کوی و برزن
بی قرارانه می دوزم...

دیرگاه است و تاریکی حق،
خستگی را گاه آسودن،
دیده را وقت آرمیدن،
هیاهو را وقفه ای در کار،
سکوت را گاه تازیدن...

دیرگاه است؛
تاریکی آذین کوی و برزن.
فریادها خموش،
دیده ها برهم،
روشنایی را گاه رخت بستن.

دیرگاه است
و مجنونی بر شط یادها روان...


***

صبا را سخن هاست
در این خلوت طلوع پر راز ...
صبا را یادهاست
ازآن ستارگان پرناز.

در هیاهوی گام های سحر،
از غربت سکوت شب
صبا را یادهاست، فریادهاست....

صبا را الفتی است
با شبنم گلبرگ های دلخسته،
با امواج برآشفته،
با بی قراری مرغان منتظر.

صبا را دیده هاست به انتظار...


نظرات شما

ملينا جان اشعار زيباتون نشاندهنده احساساست زيباي شماست . درود به شما و بهترين آرزوهام تقديمتون .

ممنون از لطفتون و سخنان زیبایی که باعث دلگرمی هستند.

I'm very glad to have such a friend like you.

melina jan neghahe beghararat daren shabhaye khamush sutudanist.

درود . کلام شماساده و صمیمی است در عین حال می تواند تأثیر گذار تر هم باشد .
خوشحال می شوم به من سر بزنید . باسپاس

سلام
شعر زيبايي را خواندم ..ساده & صميمي & زلال..و دوست داشتني
ضمنا خوشحالم كه هنوز پل ادبي را استوار و پربار مي بينم.

سرافراز باشيد

سلام آقای ابوترابی
مایه ی افتخار است که دوستان قدیمی پل ادبی لطف خود را از ما دریغ نمی کنند.

نظر شما پس از تایید تحریریه دیده خواهد شد. متشکریم.

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)