چند شعر از سعید امکانی

چون مه برتمام من نشستی
فرورفتی بر ثانیه های نبضم
هروقت گریه می کنی
مرا باران می گیرد.
+ + +
کف بین نیستم
اما می توانم
خط های دست هایت را رنگی کنم
تا هر وقت به آسمان نگاه کنی
رنگین کمان شوی.
+ + +
به تو که می اندیشم
اندام زمستانی ات
به تماشا گذاشته می شود
با شکوه و سفید
مغرور و بدون مرز
به تو که می اندیشم
لابه لای همین خاطره ها
خرس های قطبی بیدار می شوند.
+ + +
نه!
تو هیچ وقت فوتبالیست موفقی نمی شوی
هیچ کس برای تو هورا نمی کشد
اما من دلم را به تو دادم
تا به بازی ات ادامه بدهی !
+ + +
رئیس استعفاء داد
چون هیچ مرضی نداشت
رئیس آدم پاک و سالمی است
و در بیمارستان فقط مریض ها را نگه می دارند.
+ + +


نظرات شما
سعید جان مانند نقاشی هایت غیر منتظره و زیبایی امیدوارم همیشه زیبایی هایت را با مردم قسمت کنی مثل زیبایی نشستن مه بر زندگی
نوشته: علی پور | March 7, 2009 2:56 PM
اینجاهر جا که بروی مریضی بیداد میکند.به امید فردای روشن..
نوشته: سپهر | March 9, 2009 3:20 PM
شعرها یت زیبا و دوست داشتنی است.دلم می خواد دوباره ببینمت و ارزوم اینه که تو به ارزو هات برسی..
نوشته: مریم | March 10, 2009 3:08 PM
زیبا بود
نوشته: حامد | March 16, 2009 8:57 PM
سعید عزیزم همیشه برای من ناشناخته وپر از سوالی؟ شعرهای زیبا و سلیسی بود مثل دل وروحت که صاف وبی غش همچون رود خانه .امیدوارم که اونم قدر تو و وجود نازنینتو بدونه..
نوشته: الهام | March 25, 2009 4:43 PM
جناب امکانی برای من کلی افتخار بود که از دست شمااون کتاب وگرفتم.دله منم همون توپ که دوست دارم به بازیش بگیری.با افتخار
نوشته: مهدی | March 25, 2009 4:51 PM
کاش توانایی نوشتن داشتم تا ثابت می کردم طراوت باران را در دستان هستی بخشت.زیبا بود و از جنس روحت
نوشته: وحید | March 25, 2009 5:22 PM
درود بر شما به امید پیروزی
نوشته: مهنوش شایان | March 31, 2009 2:24 AM
شعر اخری چون هیچ مرضی نداشت صحیخ است نه مرزی در کل زیبا بود
نوشته: کمالی | March 31, 2009 2:27 AM
با سلام خدمت استاد،شما استاد در تمامی زمینه های هنری هستید.
نوشته: نسرین مرجمکی | April 27, 2009 4:56 PM
با سلام خدمت استاد،شما استاد در تمامی زمینه های هنری هستید.
نوشته: نسرین مرجمکی | April 27, 2009 4:56 PM
سلام استاد نقاش . ممنون که من رو که تو آخرین واگن های خاطراتت بودم از یاد نبردی ، همیشه بهترین ها رو برات آرزو می کنم ، امیدوارم موفقیت یک لحظه تنهات نزاره ، در پناه او.
نوشته: نسیم | April 29, 2009 9:18 AM
...asarat mara be durdastha bord ,jayi ke salha ghabl ghom shodam.
نوشته: sahar | August 19, 2009 2:50 PM
سلام آقاسعيدشعراتون خيلي خوبه من اهل تبريزم فاميليمون يكيه نميدون چرا؟
نوشته: جعفرامكاني | January 28, 2010 9:25 PM