Հայերեն

پنج شعر از مرضیه عابدینی

  |  


marzieh.JPG


همین یک چتر مانده است
در این ته مانده ی شب بارانی
دیگر
هیچ کس
تنهایی نمناکش را به دوش نمی کشد

+ + +

بدون تو
همه ی راه ها دیوار می شوند
و همه ی واژه ها
سیاه
.
.
.
حتی
همین سپیدی
که هیچگاه سپید نشد

+ + +

شب
از لابلای انگشتان تو قد می کشید
حالا تو
تا امتداد آسمان رسیده ای
اما
از لابلای انگشتان من
دیدن تو مشکل نیست
با چشمان خیس!

+ + +

مرا با اندوهم تنها نمی گذارند
صدای ممتد گام های تو
با مکثی نا خواسته
و حالا
مدت هاست
سکوتی محض...
توان گریز نیست
تصویر جاده از خاطره های مرده جاری شده است

+ + +

طعم گسی در دهانم می ماسد
پشت می کنم
به سه شنبه هایی
که رابط حرف های بریده مان را گم کردیم...
این دست ها
چهره ات را هم به یاد نمی آورند
با بغضی
که در گلوی ابرها جا مانده است

+ + +


نظرات شما

بسيار زيباست
...
با بغضي كه در گلوي ابرها جا مانده است

..موفقيت روز افزون شما را خواستارم

khub bud

واقعا لذت بردم.عاتي بود

ترشي نخوري يه چيزي مي شي :)

خانم عابديني..شعرهاي شما خيلي دلچسب بود..مزه پراني ديگران را به دل نگيريد

آفرین

زیبا و لطیف بود برایت آرزوی موفقیت بیشتر میکنم

آیا میتوانم شعری از خودم برایت ارسال کنم

خیلی زیبا بود صد آفرین

it is so nice .i hope you become better ...


سلام.به واسطه ی یک دوست عزیز به اینجا سر زدم.جالب می نویسید یا بهتره بگم می سرایید.از اینکه هنوز هستند کسانی که طبع بارانی دارن به واقع خوشحالم.موفق باشید.

سلام.به واسطه ی یک دوست عزیز به اینجا سر زدم.جالب می نویسید یا بهتره بگم می سرایید.از اینکه هنوز هستند کسانی که طبع بارانی دارن به واقع خوشحالم.موفق باشید.

سلام
خوب است .
نکته خیلی مثبت:حرف جدید برای زدن دارید.
ضعف:استعاره.تصاویر

سلامخدمت شماخواهرخوبم.امیدوارم که با کمی همت بیشترشعرهای زیباتری بگید. درپناه خدا

درود بر شما

فوق العاده بود

سلام شعرهای زیباتون رو خوندم
از این که خواهر شاعر و متعهدی مثل شما دارم افتخار می کنم.موفق باشید

نظر شما پس از تایید تحریریه دیده خواهد شد. متشکریم.

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)