سه شعر از سعید امکانی

نه این رویاها
نه این پرندگان
ونه این قطار
مرا به تو نخواهد رساند
تو سال ها دور شده ای با روباهی که در چشم هایت حیله می کرد
حالا می فهمم
این همه سال بیهوده چشم به راهت دوخته بودم
دود شده ای تو،
دود
چون سیگاری در دستان یک کارگر ساده !
+ + +
در هواپیما بودیم :
شکل های مختلف ابر
زرافه وشیر
کرگدن و صحرا
فهمیدیم بر فراز آفریقا هستیم
تمام تماشا گران این نمایشنامه می خندیدند
ما برای حماقت آن ها دست تکان می دادیم
سالن شلوغ بود
و گوریلی
قهوه ترک مارا آرام می نوشید....
+ + +
این جا جز صدای دندان های گرسنگی
که در آشپزخانه قفسه های خالی را می جوند
هیچ صدایی نیست.
+ + +


نظرات شما
شعرهای زیبایی ست امیدوارم همیشه موفق باشید
نوشته: alipoor | October 25, 2008 10:23 PM
شعرهایت را خواندم ودود شدم چون سیگاری و فردا می تابم چون خورشیدی بر سرزمین تو
نوشته: بانوی شعرهای تو | October 26, 2008 7:09 PM
خواندم و لذت بردم.
اميدوارم به زودي اين شعرها را در كتابت،ببينم.
نوشته: بهاره رضايي | October 27, 2008 10:51 PM
خیلی قشنگ بود منتظر بقیه اش هستم.
نوشته: منیره پرورش | November 1, 2008 8:37 PM
کارگر ساده .
خوب بود خسته نباشی
نوشته: معراج | November 2, 2008 9:23 PM
به تو افتخار می کنم.بگذار با تو پرواز کنم.
نوشته: وحید | November 14, 2008 9:40 PM
چه خوب که این قطار مرا به تو نمی رساند،حتی با اینکه ترمز ندارد!
نوشته: کمیل منصوری | November 14, 2008 9:46 PM
سه شعر شما را به پیشنهاد یک دوست خواندم و لذت بردم به امید پیروزی برای شما نقاش و شاعر صمیمی
نوشته: مهناز افشار | November 14, 2008 11:00 PM
سه شعر شما را به پیشنهاد یک دوست خواندم و لذت بردم به امید پیروزی برای شما نقاش و شاعر صمیمی
نوشته: مهناز افشار | November 14, 2008 11:00 PM
شعر سیگارتان را دوست دارم و عکستان را کاش
نوشته: Anonymous | November 14, 2008 11:05 PM
میشه با شما ارطبات بر قرار کرد خواهش میکنم من عاشقتون شدم
نوشته: نینا بهنام | November 14, 2008 11:09 PM
دوست دارم با اینکه تماسی نمی توانم با شما داشته با شم میشه شعرهای جدید بزارید
نوشته: نینا | November 17, 2008 8:04 PM
سلام
مثل زمزمه اي نرم و زيبا بود ساده اما صادق .سرانگشتهايتان لبريز از نوشتن باد سعيد امكاني عزيز
روجا
نوشته: روجا چمنكار | November 18, 2008 11:10 PM
شعرهایت زیباست مثل عکست.کاش شعرهای بیشتری میگذاشتید.پیروز باشید.
نوشته: شهره شمس | November 21, 2008 5:50 PM
سعید عزیزم تولدت مبارک.کاش دستهایم نزدیکتر بودند و دوباره میشد با رنگ تو نقاشی کنم.
نوشته: مریم | December 13, 2008 5:35 PM
از شعراتون معلومه از عشق شكست خورده واقعي كه تودلتونه مي نويسيد كه همه هم عاشقتون هستن.
ژيلا
نوشته: Anonymous | June 10, 2009 12:16 AM