سه شعر از کریم رجب زاده
کریم رجب زاده
دهان باز کنی
قلاب ها
به صلابه ات می کشند
هی ماهی جان
دریا را فراموش کن
روزی
حسرت همین رودخانه به دلت می ماند.
□
روزی سر از تابوت بر می دارم
و برای شما که مهربان نبودید
دستی تکان می دهم
سفر که گریه ندارد.
□
تمام دارایی دارا به مویی بند است
دل من به تو
سارا ، از کتاب های دبستان
بیرون بیا
تو دیگر بزرگ شدی.
□
نظرات شما
ساده
دلچست
راحت
و تآثیر گذار
خسته نباشید
نوشته: آهو آل آقا | February 23, 2008 8:31 PM
akhey .kheily ghashang bood.khososan :
tamame darayi dara be mooyi band ast /dele man be to...
نوشته: roya | February 26, 2008 9:46 PM
كريم رجب زاده از آن دست آدمهايي است كه در يك جمله مي توان گفت دوست داشتني است.وتنهاآدمهاي دوست داشتني مي توانند شعر هايي قدرتمند بنويسند.
نوشته: ياسين نمكچيان | March 1, 2008 12:48 PM
سلام ياسين جان
واقغن كه خسته نباشي.
با نظرت در مورد استاد رجب زاده كاملن موافقم(كي موافق نيسث؟)
منتظر كارهاي ارزشمندي از اين دست هستيم.
نوشته: ناهيد سلطاني | March 5, 2008 3:30 AM