سه شعر از فرهاد عابدینی
سرزمین موعود
سودای من از عشق
رسیدن به سرزمینی بود
که پیام آوران
بشارت اش را داده بودند
پس برخاستم
و با کفش و عصای آهنی
سنگ ها و صخره ها را
در نوردیدم
دریاها را جارو زدم
و در نهایت
سوار بر ابرها
به جستجوی تو آمدم
که سرزمین موعود من بودی
به شیرینی یک رویا
و دریافتم
که پیام آوران
-خود-
عاشقان همیشگی تاریخ بوده اند.
رسیدن به سرزمینی بود
که پیام آوران
بشارت اش را داده بودند
پس برخاستم
و با کفش و عصای آهنی
سنگ ها و صخره ها را
در نوردیدم
دریاها را جارو زدم
و در نهایت
سوار بر ابرها
به جستجوی تو آمدم
که سرزمین موعود من بودی
به شیرینی یک رویا
و دریافتم
که پیام آوران
-خود-
عاشقان همیشگی تاریخ بوده اند.
□
پرواز
دوست داشتن را
از تو آموختم
که پیش از آن
واژه ای بود در کتاب ها
برای دریا
آسمان و
ماه
با تو
به معراج رفتم
تا اوج
تا زیبایی
با تو
خود را در تو یافتم
و ترا در خویش
با تو کامل شدم
و تو
با من
به آسمان ها پرواز کردی.
□
کاشف زیبایی
زیبا شده ای
زیبایی ای از آن دست
که در شعرهایت پنهان شوی
و رازت را
تنها
با تماس سر انگشتان
و پوستت
بتوان کشف کرد
زیبا شده ای
آن چنان
که به شگفتم وامیداری
و می خواهم
کاشف زیبایی
سرزمینی باشم
که اصالت زیبایی
و نجابت
و اندوه تنهایی
در آن
موج می زند
زیبا شده ای
آن چنان
که می خواهم
در شعرم بنشینی.
□
نظرات شما
آقای عابدینی بر قرار باشید.خیلی جالب بود.
نوشته: Anonymous | February 10, 2008 12:25 AM
آقای عابدینی عزیز، از خواندن اشعار شما غرق لذت میشویم. خوشحالیم که در این سایت ادبی فرصت خواندن آثار تازهٌ شمابه خوانندگان و دوستدارانتان داده میشود.
همیشه برقرار باشید.
نوشته: نادیا و آرش مجد | February 13, 2008 11:40 PM
salam aghaye abediniye aziz
az khoondane sher haye por ehsasetoon kheyli lezzat bordam.ali boodand.
نوشته: delaram | February 26, 2008 4:40 PM
salam aghaye abediniye aziz
az khoondane sher haye por ehsasetoon kheyli lezzat bordam.ali boodand.
نوشته: delaram | February 26, 2008 4:40 PM
googleйgoogleҵֱƽ̨,googleù,googleƵ,google,ΪοṩȫصgoogleѯgoogleԤϢ6787671@WOWGOLDS.COM
نوشته: google | May 16, 2008 12:59 AM