Հայերեն

pvl-willamette-river-99.jpg

شعری از شاپور احمدی

رودخانه‌ي بچه‌ها

وقتي زودتر از جنهاي انارستان خوابم برد
رمه‌ي بچه‌هاي ماه پس‌مانده‌ي رگ‌رگي رودخانه را
كمي دورتر از شهرستان تك‌خيابان دنباله‌دارمان
با ساقهاي خشك پسرانه مي‌شكستند.
تيكه‌پاره‌هاي بنفش نيم‌رخ و چانه را مي‌سوزاندند.
همهمه‌شان پس از گداختن كوهساري كه همه‌ي عصرها مي‌ديديم
تا گوشهاي پلاسيده‌ي گاوها و ماهيهاي بي‌جاني
كه كنارشان خفته بوديم نرم‌نرم مي‌وزيد...




life-in-a-blur-web.jpg

شعری از شاپور احمدی

ابر سخت و خشداري

ابر سخت و خشداری
بر پیکر داغم ساعتهاست
حتم دارم سایه ریخته است.

***




Mana.jpg

سه شعر از مانا آقایی

کارت پستال آبی

سال ها پیش وقتی بچه بودم
یک روز پدرم
مرا به کناردریا برد
و برایم ساندویچ و نوشابه خرید
یادم هست روی صندلی زنگ زده ای نشستیم
و به صدای رفت و آمد امواج گوش دادیم
من از ساعت بزرگ طلائی رنگی
که روی سر ساحل لنگر انداخته بود پرسیدم...




wood-cane.jpg

سه شعر از محمد تقی اقدام

محال نيست

با يك عصاي چوبي هم
ميتوان دويد
گر بالهاي تفكر ما باز تر شود
گرآن درخت سيب خيالات خام ما
بين زمين و آسمان خدا
بارور شود.




thinking.jpg

چند مینیمال از وهاب بلاغی

سارا سلام
برایت تخم مرغ دزدیده ام
مرا ببخش
نمیدانستم شتر میخوری

*****

از جدایی
نمیترسم
ازاین میترسم
که کسی در کاسه گدایی من
عشقی بیاندازد




Untitled-11.jpg

شعری از شاپور احمدی

درباره‌ی باران و خیس شدن

آن دو و من
درباره‌ی باران و خیس شدن
با هم صحبت کردیم
و کر شدیم.
اوه خدایا، در همین هنگام
گنجشکی دور پسره چرخید
و زردی پروانه خیسید...





A.jpg

دو شعر از بامداد امید

پرنده

به دلش
به خودش
به تنش
گفت:
تو چه گفتي ؟
چه كردي ؟
چه خواستي؟
كه
اين همه توهين...




Reach_for_the_Stars-k1h56j-.jpg

چهار شعر از علیرضا بخشعلی

نردبان صعود ما
هیچگاه به آسمان نمی رسد
فکر چیدن ستاره ها را
از سر بدر کن

خیلی هم سقوط کنیم
به حوض خانه همسایه می رسیم ...







Action-.jpg

سه شعر از علیرضا بخشعلی

***

خروش آسمان
من را
به یاد کابوس های ابرها
می اندازد

دیوانه باد
همه را
باور مي كند...






circle4.jpg

نامه ای میان سیم ها و رنگ ها

سهراب رحیمی

خوانندگان عزیز!
کتاب در دست انتشار
چهره ای جادویی ست
از زمانی مرموز
که به شیوه ی امپرسیونیست ها
به شکلی انتزاعی
دچار دایره هاست...







Fire1.jpg

شعر

ملینا نظریان

***

من رودم
می خروشم، می جوشم
تن به هر کرانه می کوبم.
فریادم: تخم صدا به هر سو می پاشم.
من شمعم: می سوزم، خموشم...





bodyprint11.jpg

شعر

منصوره اشرافی

***

برهنه در برابر نسیم
برهنه در برابر باد
برهنه در برابر طوفان
بر خاک خفته ام .

اندوه را از یاد برده ام
غم را
نیز...





dan-werner-quiet-horizon-ii.jpg

عاشقانه ها

بابک صحرانورد

به دوست خوب از دست رفته ( ا. طبیب زاده)
1
پنج شنبه اگر بیایی
آواز رود با تو می آید
قدم به قدم
از همین جا خنک شدم
من تا آخرین پُل




StairwayToHeaven-D-4d.jpg

ساختن بهشت

شاپور احمدی


پس از اینکه چشمهایم رو به کبودی و سردی رفتند و در میانه‌ی چهره‌ام غنچه‌ی سنگینی را با ندانم‌کاری خوب فشردم، پس از سالها (نزدیک به بیست سال) اکنون در این بعدازظهر طلایی یک بالم را که بدون پر است در بوهای نیامیختنی آشپزخانه می‌لغزانم...




rainbow2-too.jpg

کالبد عشق

شاپور احمدي


گاهی دکلها را
آهوانی سفید می‌بینم
افروخته در باد.
گاهی به چشم آهوان
در کنار دکلهای سفید
بر می‌افروزم در باد.
گاهی دکلها
حوضچه‌ی سرابی می‌شوند
نزدیک آهوان...






1.jpg

مجموعه اشعار

ملینا نظریان

دیرگاه است
و من در کوچه سار بی خوابی
نشانی از یادهای رفته می جویم،
دیده ی خسته ی خویش
به هر کوی و برزن
بی قرارانه می دوزم...






eedam.jpg

پنج شعر از شهاب مقربین

من آویخته از طناب بودم و
تو
تفنگ در دست

شلیک کردی

شلیک کردی به طناب
برگشتم به زندگی



gfsht.jpg

دو شعر از مفتون امینی

با دل خاکستری اش
می رود و باز می گردد
خیابانی را که تازه شناخته است

با زخم های فراموشش
می پوشد و در می آورد
پیراهنی را که تازه خریده است

با دست بی خبرش
می گشاید و می بندد
پنجره ای را
که رو به بهار باغچه است



lightning.jpg

سه شعر از رسول یونان

يك روز باراني
تو از راه‌ پله صاعقه
در گوشه افق
به آسمان‌ها گريختي
حالا هر وقت هوا ابري مي‌شود
باد مي‌ وزد
باران مي‌آيد
پشت پنجره‌ مي‌ايستم



oiuyfghjde.jpg

چند شعر از سعید امکانی

چون مه برتمام من نشستی
فرورفتی بر ثانیه های نبضم
هروقت گریه می کنی
مرا باران می گیرد.



niloofar.jpg

دو شعر از فرزانه شهفر

انار
روی شاخه تاریک می شود
آتش
روی خاک می خوابد
پوست برکه
مسخ می شود از حباب
و تو دیگر قورباغه را نمی شناسی.



salgado2.jpg

چند شعر از تیمور گورگین

آنجا که خفته است،
تندیس بی امانت بیداری!
تابوت روز را...
اشباح بی شمار،
بر دوش می برند!



God_hi.jpg

چند شعر از رسول علی پور

برای انتظار کشیدن
به دنیا آمده ایم
همیشه یک چشممان
در انتهای کوچه
خشک شده است
و یک چشممان را
به در نیمه باز
دار زده ایم



photo004.jpg

چهار شعر از کریم رجب زاده

قرارمان
فردا
پای همین شعر
که قرار است
ادامه اش
آواز کشتگان باشد
یا
نیمه ی دیگر تو
که پشت همین دیوار
جا مانده است



the_rain.jpg

چهار شعر از رضوان ابوترابی

چه هیاهویی می وزد
در خیابان هایی که آدم هایش
تاریکند
و بغض هایشان
روشن
کازانتزاکیس راست می گفت
سر نداشتن مهم نیست
کافی ست کلاه داشته باشی



PL004~Musician-in-the-Rain-Posters.jpg

پنج شعر از مرضیه عابدینی

همین یک چتر مانده است
در این ته مانده ی شب بارانی
دیگر
هیچ کس
تنهایی نمناکش را به دوش نمی کشد



crow_01.jpg

سه شعر از واهه آرمن

دیکتاتور
بر صفحه ی تلویزیون
از آزادی می گوید
جهان از جیغ میلیون ها نوزاد می لرزد
شاعر لیوان را پر می کند
آن را به سلامتی گینزبرگ سر می کشد



mr_montage.jpg

سه شعر از سعید امکانی

حالا می فهمم
این همه سال بیهوده چشم به راهت دوخته بودم
دود شده ای تو،
دود
چون سیگاری در دستان یک کارگر ساده !



dely_10.jpg

سه شعر از سمیه حسینی


با اين كركره هاي پشت به ماه
و زني راه راه
و كوچه هايي
كه به ملاقات مي آيند
تو آن سايه اي كه هرشب
روي تخت مي افتد



3044~Photograph-I-Posters.jpg

چند شعر از زهراصادقی

پای صندلی ام راوسط بکش
واصلا" نگاه نکن
روبرویت خالی نشسته
قهوه های ریخته را برگردان
تاهمه چیز به روز اول برگردد
سعی کن
ماه راپشت چشمم نقره ای بکشی



bicycle.jpg

دو شعر از یاسین نمک چیان

دريا
همان درياي هميشگي
وباد
ديوانه اي كه خودش را
به پنجره مي كوبد
هيچ چيزي تغيير نكرده
تنها شعر
شكل نبودن تورا گرفته است



Audrey-Hepburn.jpg

چهار شعر از رسول یونان

باغ را خوب گشته ام
اما باز فکر می کنم
کسی لا به لای درختان پنهان است
این خیال
دل انگیز است و زیبا
حتی اگر کسی لا به لای درختان پنهان نباشد



runninhg_woman.jpg

دو شعر از پانیذ هدایتی

ساعت
هشت و چند دقیقه شب قبل است
پرده را پایین می کشیم
و مردم
یکی
یکی
صندلی ها را تا می کنند .



Gammacurta_explosion.jpg

دو شعر از محسن عمادی

می‌خواستم فیزیکدان شوم
بوسه‌های تو مرا شاعر کرد.
پیش از آن
دو دست‌گاه بی‌سیم ساخته بودم
می‌دانستم که امواج صدایت
با چه سرعتی حرکت می‌کنند



111.jpg

سه شعر از الهه فاضل نیا

چشم های من، همیشه رو به تواند
رو به دشت های آزادی.
تو نه طوفانی، نه باد
نه گردبادی
که دایره وار
مرا به من بپیچاند



zz.jpg

سه شعر از نیما جان محمدی

آن قايق كاغذي
كه به آب سپردي
مرا
در عمق كوچك حوض
غرق كرد



Broosan_ax.jpg

چهار شعر از غلامرضا بروسان

در به دری در من بود
نه در قطاری که می رفت و می آمد.



Farzaneh_ax.jpg

سه شعر از فرزانه شهفر

كاش دروغي بگويم
دائقه‌اي تازه برزند از خاك
كاش مسيح نمرده بود.
... واگر بگويم
دريايي زاده شده
باور مي‌كني؟



Shams_ax.jpg

سه شعر از شمس لنگرودی

چمدانت را می بستی
مرگ
ایستاده بود
و نفس هایم را می شمرد.



Ahmad_ax.jpg

دو شعر از احمد زاهدی

در آبِ حوضِ كنارِ من
تصويرِ تو تكرار مي‌شود
بالايِ سرم ايستاده‌اي
سربه‌زير، آب را مي‌بينم
مي‌دانم در آسماني
تصويرت را مي‌پايم



Melina_ax.jpg

شعری از ملینا نظریان

دگر بار از پس گذر لحظه ها
گذشتن را به پایکوبی نشسته
لب ز هر چه خستگی بر بسته
دیده بر رخ دوستی ها گشوده ...



mahoor_ax.jpg

چند شعر از ماهور احمدی

برف می بارد
من با تنی خالی از نگاه هایت
و جسمی انبوه از انگور های شراب شده
در تاریک ترین نقطه ی دلم نشسته ام
جسورانه
با کلامی آلوده به حماقت
فریاد می زنم:
عاشقت هستم



Sahar_ax.jpg

چهار شعر از سحر سخایی

تو در برابر من نشسته بودی
و تابوت تهی بود
مرده شور تخت خالی را آب می کشید
تو در برابر من نشسته بودی



AbouTorabi_ax.jpg

سه شعر از رضوان ابوترابی


می آیم
با سایه های بیکس آشنا
و آفتاب
چنان می تابد که علف
می میرد در آغوش آب
و باد
له له زنان می آی



Elahe_ax.jpg

سه شعر از الهه فاضل نیا


عادت کرده ام
به بازگشت هرباره ام با تو،
با سری کمی رو به چپ.
میان حجم سنگین فکرهایم
همان جا که اصل زنانگی ست.
و تو غرق در نیمکره ی راستت تنها، معنای خواهشی.




Pouneh

پنج شعر از واهه آرمن

پس از انتظاری طولانی
باران نبارید
در آستانه ی مهمان خانه
یک دیگر را ملاقات کردند
به تلخی لبخند زدند
و دور شدند از هم
هر کدام
با جسد دیگری بر دوش



Ale Agha

چند شعر از آهو آل آقا


باید برای چشم ها تعریف کنند
هر چه می بینند، حفره های خالی
آن ها جا مانده اند
روی حادثه ایی، هنوز
تا باورش کنند.



Ahmadi

چند شعر از احمد رضا احمدی

اگر نمي خواهي بر تيره بختي من گواهي دهي
خواهش دارم روبه روي من نمان، عبور كن،
كوچه را طي كن و در انتهاي كوچه محو شو،
همان گونه كه آدم هاي خوشبخت محو مي شوند.
من حتي ظرفي ميوه نداشتم كه به مهمان
تعارف كنم، آمد- نشست- جراحت
و زخم هاي مرا ديد و رفت- در سكوت ما...



Sheida

سه شعر از کریم رجب زاده


دهان باز کنی
قلاب ها
به صلابه ات می کشند
هی ماهی جان
دریا را فراموش کن
روزی
حسرت همین رودخانه به دلت می ماند.



Sheida

پنج شعر از شیدا محمدی


هوای اتاقت را کردم
با دف چنار و
تبریزی-های تهران.

تا شب در نگاهم پلک نگذاشته
بیا
و از چای دم کشیده ی چشمانت
یک تفاله مهمان ام کن.



Abedini

سه شعر از فرهاد عابدینی

سودای من از عشق
رسیدن به سرزمینی بود
که پیام آوران
بشارت اش را داده بودند
پس برخاستم
و با کفش و عصای آهنی
سنگ ها و صخره ها را
در نوردیدم



Pouneh

چند شعر از پونه ندائی

مدت‌ها بود كه مي‌خواستم بنويسم
فرق بين دريا و پرنده را فهميده‌ام
دريا در اعماق تاريك خود همواره چيزي براي پنهان كردن دارد
اما پرنده بر فراز روشن آسمان همواره چيزي براي كشف مي‌يابد
حال كه تو دريا بودن را انتخاب كرده‌اي
من عكس پنهان كرده‌هايت را بايد در آسمان ببينم



BaniMajidi

چهار شعر از عبدالحمید دادوند

با آسمان آبی
خورشیدی تابان
چند تکه ابر شکل دار
و تندباد زمان که می وزید
بر حیات ما!
کهکشانی بی ستاره،
ابری بی باران،
دشتی بی آسمان،
باغی بی درخت،
انسانی بی رویا!



Nima

دو شعر از نیما جان محمدی

باد
طرح پریشان تو بود
وقتی دروغ
حنجره ات را زیبا می کرد
حرفی برای گفتن نداشتیم
که پاییز
آواره ی چمدان تو شد
...



BaniMajidi

چهار شعر از منصور بنی مجيدی

شاعر كم عیار كه هستی ، نیستی ؟!
نه به انكار اهل نظر...
- تو پسر پدرم هستی باور نمی كنم ؟!
مادرم زیر بار تهمت ، دق كرد و مرد
- ماری جوآنای تو، قاتل اصلی‌ست
- صبح اولِ وقت
قیافه‌ی متغیرت، كمی عصبی‌ست
...



Kaboutar

چهار شعر از کبوتر ارشدی

کسی را کنار تو جا می گذارم
مثل مریم
با بکارتی آسوده
به نشان ناتوانی خدا

کسی را کنار تو، از خودم
مثل مجدلیه
که روی دست هایت بماند

مسیح خیال دختران زشت دست نخورده است...



Rira

پنج شعر از ری را عباسی

مريدا ، شراب می خواهی؟

لذت های نداشته ام كه پا گذاشتم روی مین
و تكه هايم پرت شدند بر صفحه ی زندگی
چسبيد به هم پا
جفت شد به هم دست
و دوباره چشم بود در برابر چشمم
مريدا...



ohom.jpg

سه شعر از شمس لنگرودی

شکار

نه به قصد شکار شما
به نیت رام کردن
به حضور می رسیدیم.

می شنوید
صدای مان را
از درون شکم هاتان می شنوید گرگ های من!



Sona

چند شعر از سونا خواجه سری

به کجا

کودکی ام را
پی خدا فرستادم،
با توپی در دست
خندان برگشت!

زندگی ام را
پی خدا فرستادم،
بر دوش زمان
حیران برگشت!



Vahe_ax.jpg

پنج شعر از واهه آرمن

آخرین خواب کودکانه


شیشه ی هر پنجره ای را که می شکستم
تاوانش کتک بود
تنها یک بار کتک نخوردم
روزی که همه ی شیشه های شهر را شکستم



Ahoo_ax.jpg

چند شعر از آهو آل آقا


تو زیبا بودی
و لحظات سپری می شد
مثل ریختن آب
از میان انگشتانم



Abedini_ax_1.jpg

پنج شعر از فرهاد عابدینی

استحاله
سرگردان شده ام
و معلق در فضا
نخند
چشم هايم را برنمی دارم
اززمین



Brusan_ax.jpg

پنج شعر از غلامرضا بروسان

شاعر



حرف که می زنی انگار
سوسنی در صدایت راه می رود
حرف بزن
می خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی



Paniz_ax.jpg

چهار شعر از پانیذ هدایتی



دنیا خط قرمز گردی
که به دور تو می کشم
حالا چه فرق می کند ؟
بیایی یا نیایی
سر این دایره را قفل کرده ام .
انگشت هام هرکدام شمعی شده اند



Rasul_Yunan.jpg

شش شعر از رسول یونان


خواب
طعم عسل داشت
در بعد از ظهر هایی که
آسمان
کمی بالاتر از درخت کاج بود



Elham_Paveh.jpg

هفت شعر از الهام پاوه نژاد


خیابان های خیس
کوبش باران بر خاطرات…
تو
در کنارم
دستهامان
در تلاش کلام آخر
دستم می لرزد



Shima_Mehrani.jpg

پنج شعر از شیما مهرانی


بوی کهنگی آزارم می دهد
همیشه ترس از افتادن دوباره
همیشه اندوه پژمردگی
کاش تا وقت باقی بود
راز گل ات را می گفتی



Yasin_Namakchian.jpg

پنج شعر از یاسین نمک چیان

شعری برای شکل زیبای زند گی



پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد
چشم هايت را ببند و
هوا را در آغوش بگير
اندوه اين سال ها را به خاطر بسپار و
غروبي كه بر ويرانه هاي زمين رژه مي رود
پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد



Nima_JanMohamadi01.jpg

هفت شعر از نیما جان محمدی

واژه در دهان تو حلول كرد
جان گرفت
بر لبان من نشست
از جاي بوسه هاي تو اكنون
شعر مي رويد.



Rasul%20_Alipur01.jpg

شش شعر از رسول علی پور

دست هایم
به موهای تو چسبیده اند
یا موهایت را به من ببخش
یا دست ها را از من بگیر
یا عاشق شو



Rezvan_Abutorabi01.jpg

چند شعر از رضوان ابوترابی

حالا چه فرقی می کند
گيرم باران نبارد
و ابرها هم در رويای خاکستری خود
- پرسه بزنند
... مرد پنجره را بست و گريست
يک نفر داشت تمام آسمان را
- توی چشمان



Pooneh_Nedayi01.jpg

شش شعر از پونه ندائی

پاکنويس روزها

پاکنويس روزها
چه فايده ای دارد؟

چرک نويس اش را
نمی توان دور ريخت