Հայերեն دو هفته يك بار، روزهای شنبه به روز می شود

Ahmad_ax.jpg

دو شعر از احمد زاهدی

در آبِ حوضِ كنارِ من
تصويرِ تو تكرار مي‌شود
بالايِ سرم ايستاده‌اي
سربه‌زير، آب را مي‌بينم
مي‌دانم در آسماني
تصويرت را مي‌پايم



Melina_ax.jpg

شعری از ملینا نظریان

دگر بار از پس گذر لحظه ها
گذشتن را به پایکوبی نشسته
لب ز هر چه خستگی بر بسته
دیده بر رخ دوستی ها گشوده ...



mahoor_ax.jpg

چند شعر از ماهور احمدی

برف می بارد
من با تنی خالی از نگاه هایت
و جسمی انبوه از انگور های شراب شده
در تاریک ترین نقطه ی دلم نشسته ام
جسورانه
با کلامی آلوده به حماقت
فریاد می زنم:
عاشقت هستم



Sahar_ax.jpg

چهار شعر از سحر سخایی

تو در برابر من نشسته بودی
و تابوت تهی بود
مرده شور تخت خالی را آب می کشید
تو در برابر من نشسته بودی



AbouTorabi_ax.jpg

سه شعر از رضوان ابوترابی


می آیم
با سایه های بیکس آشنا
و آفتاب
چنان می تابد که علف
می میرد در آغوش آب
و باد
له له زنان می آی



Elahe_ax.jpg

سه شعر از الهه فاضل نیا


عادت کرده ام
به بازگشت هرباره ام با تو،
با سری کمی رو به چپ.
میان حجم سنگین فکرهایم
همان جا که اصل زنانگی ست.
و تو غرق در نیمکره ی راستت تنها، معنای خواهشی.




Pouneh

پنج شعر از واهه آرمن

پس از انتظاری طولانی
باران نبارید
در آستانه ی مهمان خانه
یک دیگر را ملاقات کردند
به تلخی لبخند زدند
و دور شدند از هم
هر کدام
با جسد دیگری بر دوش



Ale Agha

چند شعر از آهو آل آقا


باید برای چشم ها تعریف کنند
هر چه می بینند، حفره های خالی
آن ها جا مانده اند
روی حادثه ایی، هنوز
تا باورش کنند.



Ahmadi

چند شعر از احمد رضا احمدی

اگر نمي خواهي بر تيره بختي من گواهي دهي
خواهش دارم روبه روي من نمان، عبور كن،
كوچه را طي كن و در انتهاي كوچه محو شو،
همان گونه كه آدم هاي خوشبخت محو مي شوند.
من حتي ظرفي ميوه نداشتم كه به مهمان
تعارف كنم، آمد- نشست- جراحت
و زخم هاي مرا ديد و رفت- در سكوت ما...



Sheida

سه شعر از کریم رجب زاده


دهان باز کنی
قلاب ها
به صلابه ات می کشند
هی ماهی جان
دریا را فراموش کن
روزی
حسرت همین رودخانه به دلت می ماند.



Sheida

پنج شعر از شیدا محمدی


هوای اتاقت را کردم
با دف چنار و
تبریزی-های تهران.

تا شب در نگاهم پلک نگذاشته
بیا
و از چای دم کشیده ی چشمانت
یک تفاله مهمان ام کن.



Abedini

سه شعر از فرهاد عابدینی

سودای من از عشق
رسیدن به سرزمینی بود
که پیام آوران
بشارت اش را داده بودند
پس برخاستم
و با کفش و عصای آهنی
سنگ ها و صخره ها را
در نوردیدم



Pouneh

چند شعر از پونه ندائی

مدت‌ها بود كه مي‌خواستم بنويسم
فرق بين دريا و پرنده را فهميده‌ام
دريا در اعماق تاريك خود همواره چيزي براي پنهان كردن دارد
اما پرنده بر فراز روشن آسمان همواره چيزي براي كشف مي‌يابد
حال كه تو دريا بودن را انتخاب كرده‌اي
من عكس پنهان كرده‌هايت را بايد در آسمان ببينم



BaniMajidi

چهار شعر از عبدالحمید دادوند

با آسمان آبی
خورشیدی تابان
چند تکه ابر شکل دار
و تندباد زمان که می وزید
بر حیات ما!
کهکشانی بی ستاره،
ابری بی باران،
دشتی بی آسمان،
باغی بی درخت،
انسانی بی رویا!



Nima

دو شعر از نیما جان محمدی

باد
طرح پریشان تو بود
وقتی دروغ
حنجره ات را زیبا می کرد
حرفی برای گفتن نداشتیم
که پاییز
آواره ی چمدان تو شد
...



BaniMajidi

چهار شعر از منصور بنی مجيدی

شاعر كم عیار كه هستی ، نیستی ؟!
نه به انكار اهل نظر...
- تو پسر پدرم هستی باور نمی كنم ؟!
مادرم زیر بار تهمت ، دق كرد و مرد
- ماری جوآنای تو، قاتل اصلی‌ست
- صبح اولِ وقت
قیافه‌ی متغیرت، كمی عصبی‌ست
...



Kaboutar

چهار شعر از کبوتر ارشدی

کسی را کنار تو جا می گذارم
مثل مریم
با بکارتی آسوده
به نشان ناتوانی خدا

کسی را کنار تو، از خودم
مثل مجدلیه
که روی دست هایت بماند

مسیح خیال دختران زشت دست نخورده است...



Rira

پنج شعر از ری را عباسی

مريدا ، شراب می خواهی؟

لذت های نداشته ام كه پا گذاشتم روی مین
و تكه هايم پرت شدند بر صفحه ی زندگی
چسبيد به هم پا
جفت شد به هم دست
و دوباره چشم بود در برابر چشمم
مريدا...



Shams

سه شعر از شمس لنگرودی

شکار

نه به قصد شکار شما
به نیت رام کردن
به حضور می رسیدیم.

می شنوید
صدای مان را
از درون شکم هاتان می شنوید گرگ های من!



Sona

چند شعر از سونا خواجه سری

به کجا

کودکی ام را
پی خدا فرستادم،
با توپی در دست
خندان برگشت!

زندگی ام را
پی خدا فرستادم،
بر دوش زمان
حیران برگشت!



Vahe_ax.jpg

پنج شعر از واهه آرمن

آخرین خواب کودکانه


شیشه ی هر پنجره ای را که می شکستم
تاوانش کتک بود
تنها یک بار کتک نخوردم
روزی که همه ی شیشه های شهر را شکستم



Ahoo_ax.jpg

چند شعر از آهو آل آقا


تو زیبا بودی
و لحظات سپری می شد
مثل ریختن آب
از میان انگشتانم



Abedini_ax_1.jpg

پنج شعر از فرهاد عابدینی

استحاله
سرگردان شده ام
و معلق در فضا
نخند
چشم هايم را برنمی دارم
اززمین



Brusan_ax.jpg

پنج شعر از غلامرضا بروسان

شاعر



حرف که می زنی انگار
سوسنی در صدایت راه می رود
حرف بزن
می خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی



Paniz_ax.jpg

چهار شعر از پانیذ هدایتی



دنیا خط قرمز گردی
که به دور تو می کشم
حالا چه فرق می کند ؟
بیایی یا نیایی
سر این دایره را قفل کرده ام .
انگشت هام هرکدام شمعی شده اند



Rasul_Yunan.jpg

شش شعر از رسول یونان


خواب
طعم عسل داشت
در بعد از ظهر هایی که
آسمان
کمی بالاتر از درخت کاج بود



Elham_Paveh.jpg

هفت شعر از الهام پاوه نژاد


خیابان های خیس
کوبش باران بر خاطرات…
تو
در کنارم
دستهامان
در تلاش کلام آخر
دستم می لرزد



Shima_Mehrani.jpg

پنج شعر از شیما مهرانی


بوی کهنگی آزارم می دهد
همیشه ترس از افتادن دوباره
همیشه اندوه پژمردگی
کاش تا وقت باقی بود
راز گل ات را می گفتی



Yasin_Namakchian.jpg

پنج شعر از یاسین نمک چیان

شعری برای شکل زیبای زند گی



پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد
چشم هايت را ببند و
هوا را در آغوش بگير
اندوه اين سال ها را به خاطر بسپار و
غروبي كه بر ويرانه هاي زمين رژه مي رود
پريدن از اين ارتفاع كه ترس ندارد



Nima_JanMohamadi01.jpg

هفت شعر از نیما جان محمدی

واژه در دهان تو حلول كرد
جان گرفت
بر لبان من نشست
از جاي بوسه هاي تو اكنون
شعر مي رويد.



Rasul%20_Alipur01.jpg

شش شعر از رسول علی پور

دست هایم
به موهای تو چسبیده اند
یا موهایت را به من ببخش
یا دست ها را از من بگیر
یا عاشق شو



Rezvan_Abutorabi01.jpg

چند شعر از رضوان ابوترابی

حالا چه فرقی می کند
گيرم باران نبارد
و ابرها هم در رويای خاکستری خود
- پرسه بزنند
... مرد پنجره را بست و گريست
يک نفر داشت تمام آسمان را
- توی چشمان



Pooneh_Nedayi01.jpg

شش شعر از پونه ندائی

پاکنويس روزها

پاکنويس روزها
چه فايده ای دارد؟

چرک نويس اش را
نمی توان دور ريخت