Հայերեն دو هفته يك بار، روزهای شنبه به روز می شود

باز هم درشتی بیگانگان

پونه ندائی
بـاز هـم درشـتـی بیگانگان قلب ایرانیان را جریحه‌دار كرد. چند روز متوالی است كه خبرهایی را در رسانه‌های خـارجـی مبنـی بـر غـیرایرانی خواندن بزرگان ایرانی می‌خوانیم. اخیراً تاجیك‌ها، رودكی را از آن خود دانسته‌اند و دیـروز هـم امـاراتی‌ها ابن‌سینا را عرب خواندند! چندی پیش هم بیگانگان، سعدی را عرب شمارده بودند، مولانا را هم كـه مـدت‌هـا اسـت تـرك مـی‌دانـنـد و حـتـی یـك سـایـت مربوط بـه تـركـیـه بـه مـعـاصـران هـم رحـم نـكـرده و صـادق هدایت را هم عرب خوانده است! در آن زمان یادداشتی در ستون سرمقاله همبستگی به قلم جهانگیر هدایت با عنوان "غفلت ما و درشتی بیگانگان" به چاپ رسید. هدایت در این یادداشت نوشته بود كه اگر عموی من یعنی صادق هدایت عرب باشد پس من هم باید عرب باشم! در صورتی كه من ایرانی‌ام و شـنـاسـنـامـه ی مـن هـمـیـن را مـی‌گـویـد... او در ایـن یـادداشـت مـنـشـأ این گرفتاری‌ها را غفلت ایرانیان دانست. به ‌باور وی بی‌توجهی به بزرگان تاریخ و ادب فارسی توسط نهادهای فرهنگی ایرانی همین نتیجه را خواهد داشت كه اجنبی‌ها به راحتی افتخارات ما را به‌نام خود مصادره كنند. ‌تا آن‌جا كه به خاطر دارم هرازچندی اخباری از این دست و مـصـادره‌هـایـی از این جنس در ایران منتشر می‌شود، بنگاه بی‌بی‌سی آن را منتشر می‌كند، سایت‌های ایرانی آن را نقل می‌كنند، چند روزی موج ملایم خشم ما برانگیخته می‌شود و بعد فراموش می‌كنیم و گرفتار دعواهای قبیله‌ای، قومی، زبانی، جـناحی و... خود مـی‌شـویـم. غـافـل از ایـن‌ كـه هـر نـویـسـنـده‌ای را عـاق كـرده‌ایـم، خـارجی‌ها كه می‌دانند چه جواهری است آن را پنهانی برای خود برمی‌دارند و دستی به سر و روی جواهر ما - كه از كینه‌ها و بدفهمی‌ها غبار گرفته - می‌كشند و چون خود دارای پیشینه غنی و فرهنگ ژرف نیستند افتخارات ما را به نفع خود مصادره می‌كنند. ‌غفلت عـمـومـی به راستی درد بزرگی است، اما وقتی می‌بینیم كه برخی موسسات دولتی و خصوصی به فرهنگ ایران اهتمام می‌ورزند، دلمان آرام می‌گیرد. وقتی اسناد خلیج‌فارس را كه وزارت خارجه ایران تمام و كمال و به بهترین شكل در دو جلد كتاب منتشر كرده است ورق می‌زدم، از افتخار و غرور آكنده می‌شدم، اما وقتی به خود آمدم از خود پرسیدم كـه فـرهـنـگ مـا بـا ایـن هـمـه اسـتـدلال و این همه حقیقت سـرشـار چـرا در بـرابـر مـشـتـی بیگانه مورد تعرض قرار مـی‌گـیرد. همچنین وقتی نقشه ایران را می‌بینم كه بیش از 300 سال پیش توسط یك فرانسوی (ژرژ دلیل) ترسیم شده و نام خلیج‌ فارس بر آن می‌درخشد و به ‌تازگی از سوی مركز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی به چاپ رسیده و به سراسر دنیا ارسال شده است آرام می‌گیرم، اما باز همان پرسش قبلی در ذهنم طنین می‌اندازد كه چرا اجنبی‌ها همچنان گستاخی مـی‌كـنـنـد. از بـزرگ‌تـرها كه مـی‌پـرسـم، مـی‌گـویند دیـپلماسی‌ ما اگر قوی‌تر از این‌ها بود، حتماً جلوی این دسـت‌ درازی‌هـا گـرفته مـی‌شـد. مـن كـه از سیاست سردرنـمـی‌آورم، امـا ایـن را مـی‌دانـم كه حقیقت بزرگ تاریخ و فرهنگ ما زیر سایه غفلت ما قرار گرفته است. دیگران حقیقت ما را می‌بینند، ایران را می‌ستایند، عاشق آن هـسـتـنـد حـتـی بـسـیـاری از دانـشـجـویان خارجی در سراسر جـهـان زبـان فـارسـی را بـا اشـتـیـاق مـی‌آموزند فقط به‌خاطر این‌ كه به فرهنگ اسرارآمیز ما كمی نزدیك شوند. آن وقت ما كه در همین هوا و در همین تاریخ باشكوه نفس می‌كشیم، به دنبال هوای آلوده غرب هستیم آن هم محض تنوع! به هر روی ایـن‌ نـهـادهای فرهنگی از دولت گرفته تا تشكل‌ها و مـطـبـوعات خصوصی هستند كه باید اشتیاق خواندن آثار كهن فارسی را در دل ایرانیان زنده‌ كنند وگرنه كودك امروز ایرانی شرك 3 را بیش‌تر از رستم و سهراب می‌شناسد و... ‌مـن از چـنـیـن رویـدادهـای شـگـفـتـی‌ فـقـط این نتیجه را می‌گیرم كه هوشیاری در رگ‌های یك جامعه باید بدود نـه فـقـط در ذهـن عـده‌ای روشـنـفـكـر و تـحـصـیـل كـرده. بـه‌راسـتـی بـایـد بـبـیـنـیم سوءاستفاده بیگانگان از میراث ایرانیان چه درسی برای ما دارد.


نظرات شما

ما ایرانیها هیچ وقت امانتدار خوبی نبودیم.
وقتی قدر ارزشهای خودمون رو نمی دونیم دیگه از بیگانه چه انتظار؟
خدا رو شکر که گذشتگان نیستن که ببینن ما چه کردیم با اصل خودمون..افسوس!

من هم موافق ام! باید بیشتر بخوانیم و بشناسیم! ولی ای کاش نمی نوشتید "هوای آلوده ی غرب" و شرک را با رستم . سهراب مقایسه نمی کردید! این طرز فکر زیبا نیست!

نظر بدهید