راز و رمز يک شعر
( شعر " دوشنبه ها " سروده ی فريده برازجانی )
فرهاد عابدینی
سوار بر مرکب آهنين پيش می تازی، ناگهان سدی سرخ در برابرت ظاهر می شود و تو پشت چراغ قرمز چهارراه می ايستی و می بينی نوجوانی را که دسته های روزنامه و مجله در دستی و در دست ديگر قوطی ای با اسپند و آتش تا دودی خوش بو از آن برخيزد و تو روزنامه ای، مجله ای و به قول شاعر شعری از او به غنيمت بگيری، اين نهايت شاعرانه ديدن است تا در اين زمانه ی حسرت نگويی که او روزنامه يا مجله می فروشد، بل ، بسرايی که شعر تقسيم می کرد ؛ شعر دوشنبه ها، از فريده برازجانی در شماره 103 و 104 مجله ادبی و هنری "عصر پنجشنبه" درج شده بود. شعری زيبا، ساده و در عين حال تفکرانگيز، شعر چنين آغازی دارد :
دوشنبه ها
شعر تقسيم می کرد
در چارراهی که به هيچ کجا
نرسيد
اينک تويی و
يک قوطی خالی از همه دود
بنشين
کنار اين " لب و جوی و ... "
شعر تم غم انگيزی دارد. شعر را در چهارراهی تقسيم می کنند که به هيچ کجا نرسيده، يعنی که پايانی ندارد و آغازش نيز نامعلوم بوده و در هيچ مطلق نوسان دارد و حتی نوجوانی است که قوطی اش خالی از دود است، يعنی فقير فقير و از آن طرف شاعر با مدد گرفتن از شعر خواجه ی رند شيراز، در اين فضای هيچ نشستن در کنار جوی و در آب روان نگاه کردن و گذر عمر را ديدن، سفارش می کند :
بنشين بر لب جوی و گذر عمر ببين کاين اشارت زجهان گذران ما را بس
" حافظ "
و خود با اندوهی ديگر می سرايد :
نه
به دندان نگير لب هايت
کنار تمام شاعران جهان
مرثيه ای پرسه می زند باور کنم ترا ؟
نه
" ديوار اعتماد مرا ... "
در ابتدای امر گفتم که اين شعر سرشار از اندوه است. در اين شعر فقر، پوچی، فرو ريزی ارزش ها نشان داده می شود و در عين حال می گويد که شعر فروشی نيست. بلکه تقسيم کردنی است، اگر چه در کنار تمام شاعران جهان مرثيه ای پرسه بزند.
" برازجانی " در اين شعر از جهان شاعرانه ی شاعران ايرانی، از حافظ گرفته تا " نيما " و شاعران بعد از " نيما " گردشی دارد چنان چه در بخش بالايی از " حميد مصدق " گواه می آورد که او نيز در عمارتی از پای بست ويران قدم می زده، " مصدق " چنين سروده است :
ديدم که می جوند /
ديوار اعتماد مرا موريانه ها /
اينک من آن عمارت از پای بست ويرانم 0
لحظه لحظه ی شعر دوشنبه ها ، سرشار از اندوه، دلگيری، نرسيدن ها و نداشتن ها حکايت می کند تا جایي که تمام دارايی جيب يک انسان برای خريد يک کتاب بخشيده می شود ، صرف نمی شود، بلکه بخشيده می شود، چون برای شاعر، کتاب و شعر آن جنان عزيز است که خريدنی نيست و در همين بند از شعر است که دوباره شاعر به ياد چاوشی " مهدی اخوان ثالت – م، اميد " می افتد که سروده است :
بيا ای خسته خاطر دوست /
ای مانند من دل کنده و غمگين /
بيا ره توشه برداريم / قدم در راه بی برگشت بگذاريم /
ببينيم آسمان هرکجا، آيا همين رنگ است ؟
ديدن و شاعرانه ديدن زيباست0 ای بسا که هر روز از کنار همين چهارراه ها می گذريم، پشت چراغ های قرمز می ايستيم، روزنامه به دست ها و مجله به دست ها را می بينيم، گاهی هم با نگاهی نوازش گرانه به آن ها نگاه می کنيم و گاه لبخندی هم می زنيم و می گذريم، اما، شاعری با نگاه شاعرانه می ايستد و لحظه ها راثبت می کند و در ثبت اين لحظه ها پا به پای شاعران بزرگ ايران ؛ حافظ، ، نيما، شاملو، اخوان، آتشی، حميد مصدق و هوشنگ ابتهاج قدم می زند و اندوه آن ها را نيز بر سطر سطر شعر خويش حک می کند و آگاهمان می کند که در کنار تمام شاعران جهان مرثيه ای چرخ می زند0 شعر " دوشنبه ها " از " فريده برازجانی " در عين سادگی و دور بودن از پيچيدگی های تصنعی و اداهای روشنفکری دارای تفکری است که خواننده ی شعرش را نيز به انديشيدن وا می دارد و پس از خواندن شعر در می يابيم که زيبايی شعر در پيچيدگی های مغلق آن نيست، بلکه سادگی نيز می تواند دارای انديشه ای زيبا و خاص باشد، اينک برای پی بردن به اين زيبايی، تمامی شعر " دوشنبه ها " را باهم می خوانيم0
دوشنبه ها
شعر تقسيم می کرد
در چارراهی که به هيچ کجا
نرسيد
اينک تويی و
يک قوطی خالی از همه دود
بنشين
کنار اين " لب و جوی و ... " 1
نه
به دندان نگير لب هايت
کنار تمام شاعران جهان
مرثيه ای پرسه می زند
باور کنم ترا ؟
نه
" ديوار اعتماد مرا ... " 2
يادش بخير
ديروز،
تمام جيبم را برای يک کتاب
بخشيدم
" بيا ای خسته خاطر دوست
ای مانند من دل کنده و ... " 3
دوشنبه ها
شعر تقسيم می کرد و
آتشی بود که بر " اسب سفيدش " 4
و،
" خاک، رنگ رخ باخته بود ... " 5
که،
" مرگ در هر حالتی سخت است " 6
زمزمه پيچيد :
" من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را ... " 7
نه،
به دندان نگير لب هايت
کنار تمام ما
مرثيه ای چرخ می زند.
1) از حافظ
2) از حميد مصدق
3) از اخوان ثالث
4) از آتشی
5) از نيما يوشيج
6) از هوشنگ ابتهاج
7) از احمد شاملو
* * *


نظرات شما
خوب بوداما سنگین البته باید ببخشید.
حتمآ من متوجه نشدم.
نوشته: قخغش | November 3, 2007 11:48 PM