Հայերեն دو هفته يك بار، روزهای شنبه به روز می شود

mahoor_ax.jpg

چند شعر از ماهور احمدی

برف می بارد
من با تنی خالی از نگاه هایت
و جسمی انبوه از انگور های شراب شده
در تاریک ترین نقطه ی دلم نشسته ام
جسورانه
با کلامی آلوده به حماقت
فریاد می زنم:
عاشقت هستم



moshiri_ax.jpg

نقد و معرفی سایت پل ادبی

ژیلا مشیری

ادبيات هنري است كه در متن تجلي مي يابد .ادبیات در عمر چند هزار ساله ی خود از آغاز تا کنون در قالب كلمات به انتقال مفاهيم و معناها پرداخته است. وقتي سخن از متن و كلمات مي شود بحث كتاب و كاغذ و قلم هم به ميان مي آيد. در گذشته ادبيات بیشتر در قالب شعر، داستان كوتاه،طنز، رمان و



Sahar_ax.jpg

چهار شعر از سحر سخایی

تو در برابر من نشسته بودی
و تابوت تهی بود
مرده شور تخت خالی را آب می کشید
تو در برابر من نشسته بودی



Edward_ax.jpg

چهار شعر از ادوارد حق وردیان

ترجمه ی واهه آرمن


من به آینه ها نگاه نمی کنم
سایه ام روی دیوار است؛
سایه ام روی دیوار می نالد...

...............................



AbouTorabi_ax.jpg

سه شعر از رضوان ابوترابی


می آیم
با سایه های بیکس آشنا
و آفتاب
چنان می تابد که علف
می میرد در آغوش آب
و باد
له له زنان می آی



Elahe_ax.jpg

سه شعر از الهه فاضل نیا


عادت کرده ام
به بازگشت هرباره ام با تو،
با سری کمی رو به چپ.
میان حجم سنگین فکرهایم
همان جا که اصل زنانگی ست.
و تو غرق در نیمکره ی راستت تنها، معنای خواهشی.




Pouneh

پنج شعر از واهه آرمن

پس از انتظاری طولانی
باران نبارید
در آستانه ی مهمان خانه
یک دیگر را ملاقات کردند
به تلخی لبخند زدند
و دور شدند از هم
هر کدام
با جسد دیگری بر دوش



Pouneh

سنگینی اندوهم را بر بال شعر انداخته ام

پونه ندائی در همایش کارآفرینی فرهنگی زنان

سی ام بهمن ماه 1386 در همایش کارآفرینی فرهنگی زنان، چندین چهره ی فرهنگی کشورمان از جمله پری صابری، رخشان بنی اعتماد، احمد مسجدجامعی، پونه ندائی، سید محمد صحفی، مرجان شیخ الاسلامی، چیستا یثربی و ملیحه سعیدی سخنرانی کردند.
پونه ندائي ، شاعر، مدير و سردبير مجله ادبي "شوكران" و مديرمسئول نشر "امرود"، مقاله اي را درباره ی چگونگي ورودش به عرصه كارآفريني در مطبوعات و چالش هايي كه در اين عرصه با آن روبرو شده است، قرائت كرد.



Yunan

خداحافظ گاري كوپر

رسول يونان
اين يادداشت در باره عنصر زيبايي است در هنر و ادبيات. نگاهي گذراست به تغيير و تحول اين عنصر مهم كه از عناصر ارزشمند متن و اثر هنري است.
پس از بازگشت با شكوه و ويرانگر گودزيلا در سينماي ژاپن ـ كه نقش قهرمان فيلم را به عهده داشت ـ مجسمه ی گوزن ها را از پارك ها برداشته، به جاي آن ها در اندازه هاي مختلف دايناسور و تمساح قرار دادند. و برگرداندن گودزيلا توسط سينماگران حاكي از آن بود كه تكرار تنوع را از بين برده و بايد تدبيري تازه صورت بگيرد.
ما در اين يادداشت كوتاه از عنصر زيبايي حرف مي زنيم كه هنر و ادبيات را هميشه تحت الشعاع قرار داده است.



Ale Agha

چند شعر از آهو آل آقا


باید برای چشم ها تعریف کنند
هر چه می بینند، حفره های خالی
آن ها جا مانده اند
روی حادثه ایی، هنوز
تا باورش کنند.



Ahmadi

چند شعر از احمد رضا احمدی

اگر نمي خواهي بر تيره بختي من گواهي دهي
خواهش دارم روبه روي من نمان، عبور كن،
كوچه را طي كن و در انتهاي كوچه محو شو،
همان گونه كه آدم هاي خوشبخت محو مي شوند.
من حتي ظرفي ميوه نداشتم كه به مهمان
تعارف كنم، آمد- نشست- جراحت
و زخم هاي مرا ديد و رفت- در سكوت ما...



Mosahebe

گفت وگوی" پل ادبی" با کریم رجب زاده

مطلبی از نصرت رحمانی به یاد دارم که می گفت: شعر اگر فقط به جست وجو و چسبیدن به دوران گذشته محدود بشود، معنایی جز تکرار تاریخ گذشته و اجرا و بیان حس و ادراک گذشتگان نخواهد داشت. آیا با این جمله موافقید؟
می گویند: ترس از تغییر عادت را تقویت می کند، درست است؟
چرا مردم خودشان را با هر چیزی خسته می کنند مگر با فهم و اندیشه؟
چشم انداز شعر امروز را چگونه می بینید؟



Sheida

سه شعر از کریم رجب زاده


دهان باز کنی
قلاب ها
به صلابه ات می کشند
هی ماهی جان
دریا را فراموش کن
روزی
حسرت همین رودخانه به دلت می ماند.



Sheida

پنج شعر از شیدا محمدی


هوای اتاقت را کردم
با دف چنار و
تبریزی-های تهران.

تا شب در نگاهم پلک نگذاشته
بیا
و از چای دم کشیده ی چشمانت
یک تفاله مهمان ام کن.



فرجی

گل زرد

محسن فرجي

دوست جوان ناديده‌ام، سلام

اي- ميل شما را امروز خانم منشي برايم پرينت گرفت و خواند. من به‌واسطه‌ي كهولت سن و ضعف قواي بينايي قادر به خواندن چيزي نيستم. به‌همين جهت، از وقتي كه همسرم فوت كرده و بچه‌هايم مقيم خارج شده‌اند اين خانم منشي شده‌است چشم من.



Mosahebe

گفت و گوی" پل ادبی" با پنج نویسنده

هنگام نوشتن یک داستان، شما به عنوان خالق اثر مقتدرتر هستید یا شخصیت هایی که خلق می کنید؟
برای شما نویسندگی شکلی از افشاگری است یا شکلی از پنهان سازی؟
چخوف اعتقاد داشت که بعد از نوشتن داستان، ابتدا و انتهای آن را باید حذف کرد. چون در این قسمت ها ، داستان نویس ها بیش از هر کس دیگر خطا دارند. شما موافق این نظر هستید و آیا این گونه عمل می کنید؟
پاسخ های محسن فرجی، آیلار، نیکلا در هوانسیان، رسول علی پور و آرش نصیری



Abedini

سه شعر از فرهاد عابدینی

سودای من از عشق
رسیدن به سرزمینی بود
که پیام آوران
بشارت اش را داده بودند
پس برخاستم
و با کفش و عصای آهنی
سنگ ها و صخره ها را
در نوردیدم



Pouneh

چند شعر از پونه ندائی

مدت‌ها بود كه مي‌خواستم بنويسم
فرق بين دريا و پرنده را فهميده‌ام
دريا در اعماق تاريك خود همواره چيزي براي پنهان كردن دارد
اما پرنده بر فراز روشن آسمان همواره چيزي براي كشف مي‌يابد
حال كه تو دريا بودن را انتخاب كرده‌اي
من عكس پنهان كرده‌هايت را بايد در آسمان ببينم



Salehi

بررسی فن نویسندگی در پنج اثر از محمد محمدعلی

سامی صالحی ثابت

هدف اصلی این نوشته تشخیص تكنیك نویسندگی «محمد محمدعلی» و تمیز ویژگی های خاص نویسندگی او در پنج اثر: نقش پنهان، باورهای خیس یك مرده، برهنه در باد، آدم و حوا و قصه ی تهمینه است .
اساس این بررسی برپایه ی مطالعه ی جنبه های ذكر شده در كتاب «جنبه های رمان» اثر «ادوارد مورگان فورستر» قرار گرفته. هرچند نگارنده خود را تنها به این جنبه ها محدود نساخته و پا را فراتر نهاده و سعی به جست وجو و كشف جنبه های دیگری در آثار محمدعلی داشته است



Mohammadali

بخش هایی از کتاب آدم و حوا

محمد محمدعلی

نقشه ابليس
از آن سو، ابليس مي‌دانست كه كار آدم و حوا به رغم تلاش‌هاي آشكار و پنهان خناس وسوسه گرش در باغ بهشت نيكوست. آنان هنوز كودكانه در اطراف درختان و شكوفه‌ها و گل‌ها و ميوه‌ها و جوي‌ها، مي‌خرامند و رمز و راز و شيوه شيدايي مي‌آموزند. در شيدايي تمام، به زيبايي و عشق مي‌انديشند، و به رعايت حرمت انسان پا سفت مي‌كنند، و خداي يار و ياور و راهنماشان است، در شب و روز و در گردش خورشيد و ماه كه بر باغ هويدا بود.